قالب وردپرس افزونه وردپرس
یوزبیت
خانه / مقامات مردان خدا / ای باد ساکن شو
یوزبیت

ای باد ساکن شو

( سید مهدی قزوینی ) چنان بود که احتیاط می کرد که کسی دستش را ببوسد ومردم منتظر بودند که به حرم بیاید ، چون به حرم مشرّف می شد اگر دستش رامی بوسیدند ملتفت نمی شد ونیز شیخ مرحوم در مستدرک نقل فرموده از جناب آقا سید مهدی که یک وقتی با جماعتی از صلحاء وعلماء در سفینه ای بودند که ناگاه باد سختی وزیدن گرفت که کشتی به تلاطم درآمد ومردم ترسان وهراسان شدند .

مردی زیاد وحشت می کرد ومتوسل به ائمه می شد وگریه می کرد ولی جناب سیّد مانند کوهی نشسته بود چون اضطراب آن مرد را دید فرمود : از چه می ترسی ؟ همانا باد ورعد وبرق تمامی مطیع

امر الهی می باشد پس گوشه عبای خود را جمع کرد واشاره به سوی باد کرد مثل آنکه مگس را دور کند فرمود : ای باد ساکن باش ! پس باد ساکن شد وکشتی قرار گرفت .

یوزبیت

درباره هادی قربانی

دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یوزبیت