قالب وردپرس افزونه وردپرس
یوزبیت
خانه / داستان های بحارالانوار / اکرام خداوند نسبت به جوانان
یوزبیت

اکرام خداوند نسبت به جوانان

مسلم بن یسار می گوید: ابوعقبه انصاری به من گفت: در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم که گروهی از یهودیان نزد من آمدند و گفتند: برای ما اجازه بگیر تا با محمد دیدار کنیم. از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواستم.

وقتی آنان خدمت پیامبر رسیدند، گفتند: به ما بگو درباره چه چیزی می خواهیم از تو پرسش کنیم؟ فرمود: پیش من آمدید تا درباره ذوالقرنین بپرسید. گفتند: آری. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ذوالقرنین جوانی از اهل روم بود که برای رضای خدا، مردم را نصیحت می کرد. به همین دلیل، خداوند او را دوست داشت. او به فرمانروایی رسید و به سیر و سفر پرداخت تا این که به غروبگاه آفتاب رسید و هم چنین در ادامه سفرش به خاستگاه خورشید رسید. سپس به سوی کوه یأجوج و مأجوج رهسپار شد و در آن جا سدی درست کرد. یهودیان گفتند: همه سخنانت درباره ذوالقرنین درست بود و در تورات نیز چنین آمده است.

یوزبیت

درباره هادی قربانی

دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یوزبیت